أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
229
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 188 ] وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 188 ) مقاتل بن حيان و ابن السائب گفتند كه : آيت در حقّ امرئ القيس بن عابس الكندى آمد و در حقّ عبدان بن اشوع و آن آن بود كه اينان پيش رسول صلى اللّه عليه و آله شدند براى زمينى چون بوقت سوگند رسيدند آنكه صاحب يد بود دست بداشت و اختيار سوگند نكرد خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : مخوريد مالهاى خود را يعنى مالهاى يكديگر را از آنجا كه گفت : المؤمنون كنفس واحدة ، خداى تعالى نفس ايشان را چون يك نفس نهاده است ميگويد كه : مالهاى شما را در ميان شما مخوريد بباطل و رشوه مدهيد حاكمان را و ايشان را از آن نصيب مكنيد تا پارهء از مال مردمان نخوريد بباطل و شما ميدانيد كه آنچه شما ميكنيد ناصواب است و آنچه شما ميخوريد شما را حرامست و شما را در آن حقّى نيست و گفتهاند كه : معنى اينست كه مال خود بنا حق مخوريد يعنى تلف مكنيد بنا واجب در شرب خمر و معازف و انواع قمار . محمّد باقر عليه السّلام گفت : بالباطل أى باليمين الكاذبة ، بسوگند بدروغ مال يكديگر مخوريد . صادق عليه السّلام گفت : خداى تعالى دانست كه درين امّت حاكمانى باشند كه حكم بناحق كنند خداى تعالى بندگان را نهى كرد از آنكه بحكومت نزد ايشان روند ، و فريق پارهء بود كه از چيزى باز برند از مال و طايفه در مال استعمال كردن براى آنست كه مال عرب بيشتر اشتر و گاو و گوسفند و چهارپاى باشد . بيانش قوله عليه السّلام : لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى اليهما ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التراب و يتوب اللّه على من تاب . عبد الله عباس گفت : اين در حقّ مردى آمد كه بر او مالى بود و صاحب مال بيّنه ندارد و يا حاضر نبود او بيايد بنزديك حاكم تا سوگند خورد و مال او ببرد و داند كه حرام مىخورد . ابو هريره از پيغمبر روايت مىكند كه گفت : انّما انا بشر ، من آدمىام باشد كه بعضى از شما حجّت خود بهتر عرض تواند كرد هر كس كه من براى او حكم كنم به چيزى از مال برادرش آن پارهء آتش است كه براى او بازمىبرم .